تبلیغات
یادداشت های یک معلم چند پایه

مدارس ما باید مدارس زندگی باشد.


نویسنده :reza ans
تاریخ:چهارشنبه 22 شهریور 1391-12:43 ق.ظ

به نام یکتای بی همتا

با سلام به همه ی دوستان عزیز که از و بلاگ  من بازدید میکنند  من در این وبلاگ تصمیم
 دارم قسمتی از نظرات  و خاطرات خودم را از کلاسهای چند پایه  که در روستا های  و
 مناطق دورافتاده  کشور برگزار می شود بنویسم . به امید اینکه این  مطالب مورد قبول
 شما قرار گیرد.                                                                                       
                                                   




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :reza ans
تاریخ:دوشنبه 12 آبان 1393-05:38 ق.ظ

صنایع دستی زیبا

امسال من محل خدمتم رو جابجا کردم  .  در روستایی که تدریس میکنم 


 واقعا" افراد هنر مندی زندگی میکنن  خانم های این روستا اغلب در کار تولید 

سبد های حصیری ریز بافت و معمولی    مهارت زیادی دارند.  میشه گفت که 

که این منطقه  یه کارگاه تولیدی هست .

دیدنشون  خالی از لطف نیست...
سبد و کاموا
سبد 2




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :reza ans
تاریخ:سه شنبه 1 مهر 1393-04:13 ب.ظ

مهر آمد و بوی مدرسه می آید

 

فرارسیدن ماه مهر و آغاز فصل آموزش  رو به همه ی همکاران عزیز و  دانش اموزان خوب و زرنگ تبریک میگم.

امیدوا رم در سال تحصیلی جدید بتونیم از همه توانمون  برای رسید به موفقیت      استفاده کنیم.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :reza ans
تاریخ:یکشنبه 11 خرداد 1393-04:36 ب.ظ

اجرای طرح مداخله تحصیلی

اجرای طرح مداخله تحصیلی   در مدارس منطقه ی ما در حال انجام هست


این طرح  دارای اشکالاتی هست  که در اینجا یه چند مورد  اشاره میکنم .

1- دانش آموزانی که در طی 9 ماه  در بعضی از دروس  نمره خوبی نگرفته اند 

چطور در طول  10 روز   میخواهند  از لحاظ معلومات و سطح دانش خود را  

 به سطح قابل قبول برسانند.

2-   آیا همکاران  در مناطق گرم بدون هیچ مشوقی جهت برگزاری این کلاسها 

اشتیاق دارند؟ ( که البته در مناطق دور افتاده با وجود گرمای زیاد هوا هیچ

 میلی ندارند)

3- بیشتر معلمان برای اینکه خود را از دست این طرح  و مدیران مجتمع ها 

خلاص کنند دست به قبولی  بدون دلیل  همه ی دانش آموزان

  ( حتی دانش آموزان ضعیف )      میزنند. 

4- عملا" این طرح در مناطق محروم و گرمسیری  خود عامل افت تحصیلی

 بسیاری  از دانش  آموزان شده . دانش آموزی که در یک پایه ضعیف هست 

بدون اینکه پایه  قبلی رو یاد گرفته باشه  به پایه بعدی میره . وسرنوشتش

  عوض میشه در اخر هم مجبور به ترک تحصیل میشه.



پیشنهاد :

  چرا ما باید بگذاریم تا به این مرحله برسیم ؟

آیا اگر  در اوایل و یا اواسط سال آموزش و پروش کلاسهای تقویتی برای آنها

 دایر کند  بهتر نیست؟

  شما هم نظر بدید     



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نویسنده :reza ans
تاریخ:سه شنبه 6 خرداد 1393-06:41 ق.ظ

فکر نکن تعطیل شدی تازه شروع شده

تعطیلات تابستونی هم فرا رسیدن . راستی شما تصمیم دارید در تعطیلات تابستونی چیکار کنید ؟

آیا برنامه ریزی براش کردید؟  درم موردش فکر کنید .  هنوز هم دیر نشده . اگه  بچه مدرسه ای

 دارید اون هم  دیگه وقتش آزاد شده  باید برا ی اون هم برنامه ریزی کنید . اگه برنامه ریزی

 نکنید  اون موقع متوجه میشید که تابستون تموم شده و شما هیچ کاری نکردید که باعث  پیشرفت

 شما بشه .

راستی  ما هر کدوم ستاره های  زندگی خودمون هستیم   اگه من و شما  برای  آینده  خودمون

 برنامه ریزی    نمی کنیم تقصیر کسی چیه؟

سعی کنید تابستون رو از دست ندید . نه خودتون و نه بچه هاتون .  چون هیچ روزی دوباره

 تکرار   نمیشه.

زندگی شوخی نیست . منتظر کسی هم  نمی ایسته .  اگه ما همه ی ایرانی ها امروز از همین

 حالاسعی کنیم چیز دیگه ای باشیم و برا اهدافمون بجنگیم  و پای همه چیزش هم وایسیم .

  باور کنید  از همه ی کشورهای پیشرفته هم جلو میافتیم .بیشتر نخبگان جهان ایرانی هستن 

   پس میترسیم چی رو از دست بدیم   ؟ با سستی نه تنها  چیزی عوض نمیشه .

بلکه  اینی هم که هست همش به باد میره.  


 زود بلند شو    یا علی        بگو و همت کن که یواش یواش خیلی دیر میشه.



  باتهران هاست   وبلگ خو را به سایت تبدیل کنید

 




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : تربیتی -اخلاقی 
نویسنده :reza ans
تاریخ:یکشنبه 17 فروردین 1393-11:40 ب.ظ

پند حکیمانه

روزی سلطانی و پسرش به قصد اطلاع از وضع مردم  به صورت ناشناس از  قصر حکومتی خارج

 شدند و در راهی میرفتند  شب شد و همه جا تاریک . ناگهان پسر متوجه شد که نگین انگشترش که 

بسیار گرانبها بود از دستش افتاده به پدر گفت و پدر چنین پاسخ داد : هر آنچه از سنگ و کلوخ  در

 زیر پایت هست همه را جمع کن .

و پسر چنین کرد. وقتی که به  کاروان سرا رسیدند و همه جا روشن بود همه ی سنگها و

 کلوخ ها رو نگاه کردند و نگین سلطانی را پیدا کردند. 

  در آن  هنگام  حکیمی در آن نزدیکی بود و به پسر چنین سفارش کرد ؛ دوست خوب گمشده

 است مانند این نگین  است در میان کلوخ و سنگ برای پیدا کردن آن باید همه  سنگها را جمع 

کرد تا شاید آن را پیدا کنی.  




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 




  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7